آریوبرزن حبیبی اصل
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: آریوبرزن حبیبی اصل - یکشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩۱

 کتاب ایل بهمئی نویسندگان:نادرافشارنادری،جوادصفی نژاد، الویارسترپو منتشرشد.

این کتاب غنی ومفیدحاوی سه کتاب ازسه نویسنده بالا است که همه دریک کتاب جمع شدند.

کسانی که قصدخریداین کتاب رادارندلازم است ازطریق اداره ارشادآقای درخشان ویا بامراجعه به اینجانب اسم نویسی کنندتاکتاب برای آنهاارسال شود.زیراتیتراژکتاب کم است وفقط برای کسانی که متقاضی هستندتهیه می شود.

نویسنده: آریوبرزن حبیبی اصل - یکشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳٩۱

شعرارسالی ازآقای امین خدابخشی

("آ"درزبان بختیاری به معنای انسان بودن یا خان بودن است)                                        

بختیاری با دو تا " آ " آشناست گر چه یک شکلند معناشان دو تاست

" آ " شدن در بختیاری ساده نیست هر گرفتار خودی " آ " زاده نیست

فرق " آ " ی با کلاه و بی کلاه مثل فرق نوکر است و پادشاه

چون بزرگان مدتی پنهان شدند عده ای روی تعارف ،خان شدند

خان اصلی بی هیاهو مانده است جای شیر بیشه آهو مانده است

" آ " شدن در اصل، انسان بودن است افتخاری نو به ایل افزودن است

عده ای با پول غوغا کرده اند نوکر دیروز را " آ " کرده اند

" آ " ی اول را خوانین داده اند " آ "ی دوم را به ماشین داده اند

اولی بوی اصالت می دهد دومی تنها کسالت می دهد

جای " آ " جعفر قلی و " آ " رضی مانده مشتی " آ " و خان کاغذی

نیست نام از " آ " ملا و " آ " جواد چاله ات ای ایل بی آتش مباد( چاله به معنای اجاق است)

بعد بی بی مریم و بی شاه پسند ارزش زن ،زانتیا گشت و سمند

" آ " ی عصر ما اگر با ارزش است " آ " ی در فرهنگ و " آ " ی ورزش است

" آ " ی موسیقی سه استاد فن است " آ " ملک " آ " کورش و " آ " بهمن است

" آ " ی فرهنگ و هنر " آ " اردشیر ایل ما بی علم او می شد فقیر

هست " آ " داراب " آ " در شاعری میکند تاریخ بی شک داوری

بنده هم گر " آ " شدم در شاعران باز هستم خاک پای مردمان

هیچ کس با پول " آ " ی ما نشد نوکر ما کد خدای ما نشد

هر که ثروت یافت با غارتگری میکند بالای مجلس سروری

در مجالس " آ " صدایش می کنند چاپلوسان کد خدایش می کنند

مطربان در محفلش دف می زنند احمقان با عطسه اش کف می زنند

سیکل را ناخوانده دکتر می شود صاحب صد ها تراکتور می شود

گوید آن در باغ ویلا بوده است گوید این شب با شکیلا بوده است

این یکی تعریف تریاکش دهد آن یکی عزت به املاکش نهد

پیش رویش هی تعارف می کنند پشت سر بر ریش او تف می کنند

با دروغ خود بزرگش می کنند میش شل بوده است گرگش می کنند

دیگر " آ "

پیش رویش هی تعارف می کنند پشت سر بر ریش او تف می کنند

با دروغ خود بزرگش می کنند میش شل بوده است گرگش می کنند

دیگر " آ " و اسب و برنو بی بهاست دوره ی " آ " لند کروز و آذوراست

" آ " شدن در اصل، انسان بودن است افتخاری نو به ایل افزودن است

چون تکبر دشمن جان همه ست هر که مردم دار شد خان همه ست

بختیاری با دو تا " آ " آشناست گر چه یک شکلند معناشان دو تاست

" آ " شدن در بختیاری ساده نیست هر گرفتار خودی " آ " زاده نیست

فرق " آ " ی با کلاه و بی کلاه مثل فرق نوکر است و پادشاه

نویسنده: آریوبرزن حبیبی اصل - شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩۱

این شعرزیبای لری راآقای امین خدابخشی ارسال کردند:

 تو خُو دردِت نکِشیده به گِرونی پَه چه دونی                

  تَش به جونِت نَنِشَسته که بِدونی په چه دونی

تو خو شَو مَه نگذَشتی مِنِ وارا و گُدارا تَشِ

مِنْ لاشِتِ سَر اَو بِنِشونی په چه دونی

تو خو نَیدی گُلِ سُهر و گل باوینِه بَهارون    

بِدِرا مِنْ دَرِه ها تا کُپِ زونی په چه دونی

تو خو واگُل نَنِشَستی مِنِ ساواتِ بَلیطا        

که بِنی قَول و قراراتِ زَوونی په چه دونی

تو خو چوغاتِ نَکِردی وَر و بِرنوتِ نُبردی    

زین کُنی اسب و بِری بِلگِه بُرونی په چه دونی

تونَبیدی شَوِ پَلْ کَندَنِ تهمینه به وارا    

گاگریوْ رُستم و سُهراوِ  بِخونی په چه دونی

کُرِنِ دِشْمِنِ بَو کِهنو پَلا داسِ بُریدِن    

سَرِ سُهراوِ بُریدن به جَوونی په چه دونی

گرمسیر بَرزِیَرُم کِرد وگُلُم مَندِ به سَرحد    

شِلْ شِلِ باد اِکُنِه نامه رِسونی په جه دونی

نویسنده: آریوبرزن حبیبی اصل - یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳٩۱

یادش به خیرمرحوم گل آقاونشریه معروفش باآن طنزهای جالب وخواندنی.من همیشه این روزنامه طنزرامی خواندم.اززمانی که ایشان فوت کردبازارطنزسیاسی نیزازبین رفت.البته وجودداردامانه به آن شکل

شعرطنززیردرموردگرانی درسال 1371بودکه تازه تورم هم زیادبالا نبود. شایداگرگل آقامی دانست گرانی تااین اندازه بالا می رودشعردیگری می سرود:

منبع :سایت اینترنتی گل یاس

شعر طنز گل آقا در مورد گرانی
 
gol agha yasgroup.ir  شعر طنز گل آقا در مورد گرانی
سوء تفاهم نشود لطفا، بازار سکه و ارز در حال سقوط است
و شاخص بورس در حال افزایش به شکل دندان شکن
این شعر برای ۲۰ سال پیش است و شرح حال آن موقع به روایت گل آقا.
 
 
از نو، همه اجناس به بازار گران شد
گردید گران، آن چه که ده بار گران شد
کالای به دکان و توی حجره و پستو
هم جنس تلنبار به انبار گران شد
 
پوشاک گران گشت به مانند خوراکی
دارو ز برای من بیمار گران شد
نان گشته سبک وزن، که یک نوع گرانی است
بر گرده ما بار، به تکرار گران شد!
 
آن سبزی از شام بجا مانده که بوده است
در روز مرا قاتق ناهار گران شد
گر گوجه فرنگی است گران جای عجب نیست
چون مال فرنگ است به ناچار گران شد
 
هرگز نشنیدیم شود اندکی ارزان
هرچیز که هر روز به خروار گران شد
می‌گفت چنین با خر خود مرد دهاتی
ای خر، ز برای تو هم افسار گران شد
امسال مرو نیز ز دست ای کت و شلوار
یکسال بمان، چون کت و شلوار گران شد
 
گل آقا. شماره ۸۴٫ تابستان ۱۳۷۱
 
آریوبرزن حبیبی اصل
نام:آریوبرزن نام خانوادگی:حبیبی اصل سن:37سال مدرک تحصیلی:فوق لیسانس تاریخ شغل:دبیرتاریخ
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: