آریوبرزن حبیبی اصل
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
تاريخ : یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩٠ | ٧:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : آریوبرزن حبیبی اصل

ناصرپورپیرار چراوبه چه دلیل به فرهنگ ایران توهین می کند؟؟؟؟؟؟؟؟

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ناصر بناکننده معروف به ناصر پورپیرار عضو حزب توده پیش از انقلاب اسلامی، موسس نشر کارنگ، شریک انتشارات نیل و موسس انتشارات آلفا است و کتاب‌های خود را از این طریق منتشر کرده‌است. وی منکر وجود بخش اعظم تاریخ ایران و منکر وجود بسیاری از شخصیت‌های مستند تاریخی است. بخشی از انتقادات او به تاریخنگاری کنونی ایران در وب گاهگردآوری شده است

نظریات پورپیرار [ویرایش]

ادعاهای پورپیرار نسبت به تاریخ‌نگاری کنونی ایران از پرداختن به واقعه پوریم که در کتاب استر یهودیان بدان اشاره شده است شروع می‌شود. وی ادعا می‌کند که پس از پوریم، سرزمین ایران تهی از سکنه می‌شود.

  1. وی مدعی است که این نسل کشی یهودیان پس از پایان پوریم، موجب پیدایش دوران طولانی بیش از ۲۰۰۰ هزار ساله سکوت تمدنی و تولیدی در ایران (و ۱۲۰۰ ساله در سراسر منطقهٔ خاور میانه) می‌شود.
  2. پورپیرار ادعا نموده که از تا قرون اولیه اسلامی هیچ آثار قانع کننده ای از نشانه وجود حیاتی متمدن در سرزمین ایران یافت نشده است.
  3. وی معتقد است که ابنیه کنونی موسوم به پاسارگاد تنها در چند دهه اخیر ساخته شده است.
  4. به ادعای وی هر آنچه را که به اشکانیان نسبت می‌دهند یا مربوط به دولت تبعیدی کوچک یونان کهن است یا جعل جدید است.
  5. او فردوسی و شاهنامه همچنین حافظ و دیوان حافظ را «جعلی» می‌نامند و منکر امامت علی است.
  6. وی در یکی از کتاب‌هایش مدعی شده‌است که محمد، علی را به جانشینی انتخاب نکرده و این از حکمت پیامبر بوده‌است.
  7. او مدعی است که اگر ایران می خواهد رهبری جهان اسلام را داشته باشد باید زبان عربی را زبان رسمی ایران نماید.
  8. وی مدعی شده است که نام خلیج فارس سندیت ندارد و این نام را به اشتباه بر خلیج اطلاق کرده اند و در دوره استعمار رایج شده است و زبان فارسی کلمه ای به زبان عربی صادر نکرده و زبان عقیم و نا کارآمد، خام، سترون و تازه ساز است و فرهنگستان زبان فارسی نیز نمی تواند این زبان سترون را از مرگ نجات دهد.
  9. او بابک خرمدین را افسانه ای و جعلی می داند

پاسخ منتقدان [ویرایش]

یکی از مهمترین وی‍ژگی‌های نوشتاری ناصر پورپیرار وجود تناقض‌های آشکار و عدم همخوانی نوشتار وی با اسناد و منابع تاریخی است.از آنجاییکه وی فاقد هرگونه مدرک دانشگاهی و آشنایی تخصصی با منابع تاریخی و باستانی است.  بروز چنین تناقض‌هایی در نوشتار وی چندان دور از انتظار نیست. به عنوان نمونه وی در کتاب برآمدن اسلام، بخش دوم: بررسی اسناد ص ۲۶۹، مدعی می‌شود که «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و 'بقایای ساسانیان'» باعث فروپاشی بنی امیه شده است؛ و مدتی بعد، ادعا می‌کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند! در جایی مدعی است که منظور آیه ۱۰۳ سوره نحل، سلمان فارسی است و در جایی دیگر وجود سلمان فارسی را منکر شده و آن را ساخته یهود می‌داند! در جایی اسکندر مقدونی را به خاطر بر انداختن پادشاهی هخامنشیان می‌ستاید و در جای دیگر منکر بروز جنگ بین هخامنشیان و اسکندر مقدونی شده و مدعی است که یهودیان داستان این جنگ را ساخته‌اند تا پوریم پنهان بماند و کسی نفهمد که ایران خالی از سکنه بوده است! از این نمونه، در نوشتار او بسیار است.

محمد تقی عطایی و علی اکبر وحدتی دو تن از منتقدین وی، معتقدند ادعای پورپیرار مبنی بر موهوم خواندن هویت تاریخی ایران و نسبت دادن آن به جعل و تحریف یهودیان، از مباحث دیرینه تبلیغات پان عربی است.

داریوش احمدی (کیانی) یکی از نویسندگان در زمینه باستان‌شناسی است که به نقد نظریات پورپیرار پرداخته و علاوه بر انتشار آنها در وبنوشت شخصی خود (فرهنگ ایران باستان)، جامع نقدهایش را در کتاب «هزاره‌های پرشکوه» منتشر کرده‌است.

هوشنگ صادقی دیگر نویسنده توانایی است که تناقض‌ها و غلط‌های فاحش علمی پورپیرار را به شکلی بسیار گویا و قابل فهم برای تمامی افراد، در کتاب کوروش و بابل منتشر کرده‌است. وی در این کتاب بخش‌های مختلف کتابهای پورپیرار را در کنار هم گذاشته و موارد تناقض آنها با همدیگر و با منابع علمی معتبر را به خوانندگان نشان داده‌است.[

در این بین، علیرضا افشاری، نویسنده‌ای است که اگر چه خود یکی از منتقدان پورپیرار است، ولی تلاش نموده‌است نقدهای دیگران را نیز در کتاب «نقدهایی بر آرای ناصر پورپیرار، آشتی با تاریخ» جمع آوری و منتشر نماید

امیر نعمتی لیمایی یکی دیگر از تاریخنگارانی است که به نقد آرای پورپیرار پرداخته‌است. او به همراه داریوش احمدی در سال ۱۳۸۳ کتابی با نام ۱۲ قرن شکوه منتشر کرد و در آن به نقد دیدگاه‌های پورپیرار پرداخت. امیر نعمتی لیمایی در تارنگار خویش، سرزمین جاوید، نیز طی سلسله مقالاتی با عنوان، تاملی بر بنیان تاریخ نوشته‌های ناصر پورپیرار، به نقد و بررسی ارای پورپیرار به ویژه در مورد روزگاران اسلامی پرداخت .

محمد رضا ترکی از معدود افرادی است که به نقد نظرات پورپیرار در مورد تاریخ پس از اسلام ایران پرداخته‌است. وی به نقد نظر پورپیرار در خصوص جعلی دانستن سلمان فارسی پرداخته و با بهره گیری از مطالب نوشته شده توسط پورپیرار به تناقضهای نوشتاری وی پرداخته‌است.

  • در رد نظریه ایشان مبنی بر سند نداشتن نام خلیج فارس، کتاب "اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان" فهرست سیصد کتاب تاریخی جغرافیایی، تفسیر و حدیث را از صدر اسلام تا اوایل قرن بیستم که در آنها در زبان عربی بحر فارس و خلیج فارس بکار رفته را فهرست و متن آنها را آورده است و حدود یکهزار نقشه اروپایی و عربی و بیشتر از بیست قرارداد دولتهای عربی را که نام خلیج فارس را دارند ارایه نموده و اعلام نموده است حتی یک نوشته و مکتوب در زبان عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ وجود ندارد که خلیج عربی بکار برده باشد.


  • در رد نظریه عجیب نامبرده در مورد عقیم بودن فارسی، یکی از زبانشناسان در مقالات متعددی مستند به کتابهای عربی بر تاثیر شگرف زبان فارسی بر زبان و ادبیات عرب تاکید کرده و در مورد ۵ هزار واژه عربی شده از فارسی استدلال نموده است.( مانند نهی و مشتقات آن از" نه" فن و مشتقات و قالب های مختلف آن (فن - فنان فنون-و ...) از فند از پند.سراج از چراغ- شمندر از چغندر و ....) به استناد زبانشناسان عرب هیچ زبانی به اندازه فارسی بر عربی تاثیر نگذاشته است و بسیاری از واژگان که به عربی شهرت دارندمانند اسطرلاب و ... در حقیقت فارسی و یا معرب شده از فارسی هستند.

لازم به ذکراست این آقا بیشترین توهین رابه فرهنگ ایران درکتاب 12قرن سکوت کرد. ایشان کتاب خودرادرمقابله با کتاب دوقرن سکوت استاد زرین کوب نوشت.

من فکرمی کنم این آقا ازجایی تطمیع می شود تا علیه فرهنگ وهویت ملی مااین مطالب رابنویسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی:

نظرشماچیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..........



آریوبرزن حبیبی اصل
نام:آریوبرزن نام خانوادگی:حبیبی اصل سن:37سال مدرک تحصیلی:فوق لیسانس تاریخ شغل:دبیرتاریخ
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: