آریوبرزن حبیبی اصل
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
تاريخ : چهارشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٩ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : آریوبرزن حبیبی اصل

رسوم عروسی دربین بهمئی ها

دراین بخش رسوم زیباودرعین حال همراه بایک سری سخت گیری وتعصب عروسی درمیان قبایل قدیم وجدیدبهمئی رابررسی می کنیم(دوست عزیزم درصورت استفاده ازاین مطلب حتماآدرس اینجانب رارفرنس کنید)

 

رسوم مربوط به عروسی:

 الف)عروسی از آغاز تا پایان :

ازدواج در میان قبایل بهمئی علاوه بر پیروی از دستورات دین مبین اسلام و سنت پیامبری ، یک پیوند سیاسی و قبیله ای نیز به حساب می آید .

در زمانهای گذشته معمولاّ پدر و مادر همسر فرزندانشان را انتخاب می کردند و پسر معمولاّ در انتخاب سختگیری نمی کرد . چند نفر از طرف خانواده داماد به خواستگاری می رفتند و بعد از اینکه جواب مثبت می گرفتند مقدمات مراسم رسمی (کدخدایی) را فراهم می کردند . در این میان پیوند خانواده ها و حرف بزرگان ملاک بود و تفاهم یا نظرخواهی از دختر و پسر اهمیت چندانی نداشت .  مرحله دوم بعد از خواستگاری مقدماتی، مراسم کدخدایی بود . در این مراسم اکثراُ ریش سفیدان از هر دو خانواده جمع می شدند و بعد از صرف ناهار و یا شام در مورد مشخص کردن شیربها و یا مهریه معمولاُ جنجال لفظی شدیدی شروع می شد . وابستگان عروس ابتدا یک مبلغ پولی و یا جنسی را مشخص می کردند و پس از آن بزرگان طایفه داماد چانه زدن را شروع می کردند و در برخی موارد اتفاق است که در همین مراسم بر سر مشخص کردن مهریه درگیری لفظی و یا حتی بدنی شکل می گرفت .پس از مشخص شدن مهریه ، ملا و یا روحانی محلی خطبه عقد  را  جاری می کرد و بدین ترتیب مراسم کدخدایی به پایان می رسید و بر طبق عرف آن شب باید داماد در خانه عروس می ماند . نکته جالب توجه در اکثر ازدواجها  در قدیم این بود که عروس و داماد از همان روز خواستگاری تا روز عروسی،در عین حال که هوای همدیگر را داشتند ولی در حالت قهر بودند و مدام عروس از داماد در حال فرار و قهر بود. بعد از مراسم کدخدایی خانواده عروس و داماد با هم صمیمی می شدند و در اکثر دسته بندیها و تشکلهای قبیله ای و سیاسی شریک یکدیگر بودند .

در طول کدخدایی تا مراسم عروسی داماد با خانواده عروس در تماس بود و هراز چند گاهی به آنها سر      می زند در هنگام صرف ناهار و یا شام و یا حتی قبل و بعد از آن مادر عروس که برای داماد به اصطلاح «خَسی» خوانده می شد، وظیفه داشت که بهترین قسمت غذا را برای داماد مهیا کند که به این قضیه «خَسی تَپَنَک» می گفتند. داماد وظیفه داشت که در کارهای خانه عروس شرکت کند و در چیدن غله و بستن ........ کوچ قبیله ، ساختن خانه و ..... نهایت همکاری را کند و در این زمینه داماد سعی می کرد برای نشان دادن خود به شدت کار کند.

بعد از گذشتن ایامی چند مراسم عروسی انجام می گرفت. در این مراسم که در برخی مواقع از یک هفته قبل و چند روز بعد شادی و ساز و دهل کار می کرد ، مردم روستا و اقوام دعوت می شدند و پس از صرف ناهار و یا شام عروس را به خانه داماد می بردند .

این مراسم را در اصطلاح محلی «دَعوتی»و یا «داوتی» می گفتند در پایان مراسم عروس را بر اسب (مادیان) سوار می کردند و هلهله کنان  به خانه داماد می بردند خانواده عروس برخی از لوازم جهیزیه را مهیا و همراه عروس می فرستادند که برخی از این لوازم بسیار ضروری و تهیه آن وظیفه مادر عروس بود . که برخی از آنان عبارتند از «شَله دسون – گلیم – تاوَه و تَوَک برای ساخت نان و غیره ... خانواده داماد برای وی حجله می بستند که در اصطلاح به آن (حَیله) می گفتند و معمولاَ تا چند روز این حجله بسته شده بود. تزیین حیله هم با مقررات خاصی انجام می گرفت .

در این بین برخی کارهای دیگر نیز صورت می گرفت که عبارتند از :

١-بستن قند به کمر عروس : برای سفید و شیرین بودن بخت و شانس عروس

٢-قربانی کردن و کشتن گوسفندی در جلوی پای عروس، هنگامی که به خانه داماد می رسد

٣-دادن قبای دایی دختر از طرف داماد که به آن «قبای هالو» می گویند و این بخاطر اهمیت ویژه دایی در نزد خانواده های قبیله ای بهمئی است که هدف رضایت دایی است. نقش دایی در مراسم (بله برون) بسیار اساسی است .

۴-گذاشتن تخم مرغ و دانه های جو زیر پای عروس و داماد که برای دور کردن چشم حسود انجام می گیرد .

۵-دختران نوجوان و جوان نزد عروس می آمدند تا بر سر آنها دست بکشد تا بخت آنها گشوده شود.

۶-هدیه «سرپاگِرونی» که پدر داماد وظیفه داشت یک هدیه ای که اکثراُ به صورت جنسی و یا گاو و یا حیوانی دیگر بود ، به عروس بدهد تا در خانه داماد بنشیند.

٧-خانواده عروس که اکثراُ زنها هستند به همراه چند تا از زنهای فامیل بعد از سه روز که از عروسی گذشت به دیدار عروس می آیند و هدایایی هم با خود می آورند و خانواده داماد نیز وظیفه دارند که هدایایی به آنها بدهند .

٨-سرکشی: بعد از گذشت ایامی از عروسی، عروس به خانواده خود سرکشی می کند چندین روز می ماند و پس از آن چند نفر از طرف خانواده داماد می آیند و او را به خانه داماد برمی گردانند و از آن پس به صورت رسمی زندگی مشترک شروع می شود .

(ب)رسم خین بس (خون بست):

اگر شخصی از قبیله ای، شخصی از قبیله ای دیگر را می کشت با وساطت کدخدایان یکی از دختران یا خواهران قاتل و یکی از بستگان مقتول داده می شد تا درگیری و جنگ تمام شود.این ازدواج هر چند برای آن زن خون بست بسیار سخت بود و در بسیاری موارد این زن حکم اسیر و برده داشت اما با نیت خیر و برای پیوند دو خانواده درگیر انجام می گرفت .

(ج) رسم گا وَگا :

در این رسم دختران دو خانواده به پسران دو خانواده داده می شد و دیگر خرجهای اضافی انجام نمی گرفت و یک نوع معامله ازدواجی بود که هر چند ممکن بود بدون اجازه دختران و پسران صورت گیرد اما به هر حال امر ازدواج را کاهش می داد.

 

(د) چوب بازی:

در هنگام عروسی همراه با ساز و دهل مراسمی به نام چوب بازی انجام می گرفت . در این مراسم مردان طایفه عروس در یک طرف و مردان طایفه داماد در طرف دیگر قرار می گرفتند. به ترتیب دو نفر از دو گروه به جنگ هم می رفتند و همراه با شادی ساز و دهل حمله و دفاع را شروع می کردند. که در برخی مواقع این حمله و دفاع به شکستن پا و یا ضرب و جرح انجام می گرفت.



آریوبرزن حبیبی اصل
نام:آریوبرزن نام خانوادگی:حبیبی اصل سن:37سال مدرک تحصیلی:فوق لیسانس تاریخ شغل:دبیرتاریخ
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: